الشيخ محمد علي الگرامي القمي
31
جنبش ذاتى طبيعت (حركت جوهرى) (فارسى)
تعريف ششم : عدهاى هم در تعريف حركت گفتهاند : « الحركة ، زوال من حال ؛ أو سلوك من قوة إلى فعل » . اين تعريف ، مانند تعاريف ديگر است ، زوال همان تغيير است و سلوك از قوه به فعل همان تعريف اول است با اين تفاوت كه در تعريف اول تدريج قيد شده بود . به نظر ما ، تعريفى كه از افلاطون نقل شد ، در مقايسه ، مزيّت دارد و تعريف بهترى خواهد بود . و به هر حال ، حركت خود داراى ذات و تعريف خاصى است و نبايد گفت كه حركت در هر مقوله خود آن مقوله است ؛ چه اين كه مقوله ماهيت است ولى حركت نحوه و طور وجود است و تعاريف مربوط به حركت هم غير مقولى است ؛ يعنى آن گونه كه در مفاهيم ماهوى تعريف مىكنيم نيست . مفاهيم ماهوى داخل در يكى از ده مقوله جوهر و عرض هستند ، ولى حركت كه نحوهى يك وجود است در برابر مقولات مىباشد . حركت توسطيه و قطعيه يكى ديگر از مباحث حركت ، تقسيم حركت به اقسام گوناگون است ؛ يكى از آنها تقسيم حركت به : حركت توسطيه و حركت قطعيه است . حركت قطعيه عبارت است از : نفس قطع مراحل ، خود گذار از يك مرحله به مرحله ديگر . در اين اعتبار حدود بالقوه در تحليل ذهنى قطع و جدا جدا فرض مىشود . حركت توسطيه عبارت است از : كون الشىء فى حالة الوسط ، أى بين المبدأ والمنتهى .